تاريخ خبر: دوشنبه 12بهمن 1388 ـ 16صفر1431 ـ یکم فوریه 2010 ـ شماره 24679دوشنبه 12بهمن 1388 ـ 16صفر1431 ـ یکم فوریه 2010 ـ شماره 24679

پايايي و ناميرايي ميراث فرهنگي، معنوي و زيستي گيلان
بخش نخست


خانه‌هاي روستايي «گنجينه ميراث روستايي»، از لابه‌لاي شاخه‌هاي درخت پلت(افرا) در جنگل سراوان خودنمايي مي‌كنند. خانه‌هاي پوشال‌پوشي - که با هنرمندي هرچه تمامتر - در همان شکل و اندازه واقعي خود، بازچيني شده‌اند و حتي آدم‌هايي در اين خانه‌هاي نمونه‌ زندگي مي‌کنند!

گنجينه ميراث روستايي، آميزه‌اي از دانش و هنر بوده و در نماياندن غناي فرهنگي، بي‌همتاست.

جلال کريمي‌فرد، استاد بوم‌شناسي، جنگل سراوان را به سبب دارابودن توپوگرافي و همانندي با استان گيلان، پوشش جنگلي و بهره‌مندي از رودخانه و آبگير و امکانات زيستي ديگر، بهترين گزينه براي ساخت گنجينه ميراث روستايي، مي‌داند و در گفت وگو با گزارشگر ما، مي‌افزايد: «اين گنجينه در ايران، خاورميانه و آسياي‌مرکزي، در نوع خود نخستين نمونه؛ و در جهان -‌‌ به لحاظ گونه‌هاي معماري‌- يگانه است. در اين پروژه، افزون بر بازسازي گونه‌هاي معماري کهن روستايي گيلان، همه جلوه‌هاي ميراث طبيعي، فرهنگي، زيستي، اقليميِ سراسر اين استان - همانند ريخت و شکل واقعي خود - به نمايش گذاشته شده است. اين گنجينه پس از پايان کار در آينده، نمونه‌اي کوچک، اما واقعي از شيوه زندگي و فرهنگ سنتي همه روستاهاي گيلان خواهد بود.»



تاريخچه

گروهي جــــامعه‌شنـــاس، مهندس‌ساختمان، مهندس‌سازه، مردم‌شناس، استادكار، کارگر، دانشجوي مشتاقِ خدمت در راه بازسازي ميراث مشترک، به سرپرستيِ دکتر محمود طالقاني، جامعه‌شناس و استاد پيشين دانشگاه تهران و پاريس، از هفت سال پيش تاكنون با اين پروژه همكاري مي‌كنند.

به گفته کريمي‌فرد، فرهنگ زباني(شفاهي) در گيلان -‌در نبود فرهنگ نوشتاري‌- مهمترين انتقال‌دهنده ميراث فرهنگي و تاريخي‌‌ است. او مي‌افزايد: «روند اين انتقال، با مرگ سالخوردگان فرهنگ‌دوست، دچار گسست شده و در بستر زمان، دستخوش فراموشي مي‌شود. واژه‏ها، آداب و سنت‏ها، دستاوردها و دست‌ساخته‏هاي بومي با گذشت زمان، نيست شده و از يادها مي‌روند.»

به گفته دکتر محمود طالقاني، تعامل گذشتگان با محيط‌زيست، بسيار ويژه و جالب بود. آنان با گياهاني كه دسترنج خود بودند، حرف مي‌زدند و با پديده‌هاي طبيعي، همزيستي مسالمت‌آميز داشتند. بخشي از نامهربابيِ فزاينده‌اي که امروز به محيط‌زيست روا مي‌شود، به ‌‌ناآگاهي جوانان نسبت به پيشينه غني فرهنگي خود بازمي‌گردد.



گنجينه بايسته

دکتر طالقاني در باره اهداف برپايي گنجينه ميراث روستايي، مي‌گويد: «اين گنجينه در شمارِ کوشش‌هاي انگشت‌شماري است كه با هدف ماندگاري ميراث گذشتگان برپا شده است. بازسازي بخشي از ميراث فرهنگي و معنوي و زيستي مردمان اين سرزمين، آينه‌اي است تا جوانان و مردم گيلان، بخشي از زندگي نيا و دودمان خود را در آن بازبينند.

او، برپايي اين گنجينه و ديدار مردم از آن را، گامي براي پايايي و ناميرايي ميراث فرهنگي، معنوي و زيستي گيلان مي‌داند و مي‌افزايد: «اين گنجينه، زمينه‌ساز آشناييِ نسل‏هاي آينده گيلان با فرهنگ ديرينه خود خواهد بود. از هدف‌هاي ديگر اين موزه: رهباني از هويت بومي، شناساندن فرهنگ روستايي به جوانان، ژرف‌‌سازي فرهنگ ملي، استواريِ هم‌پيمانيِ مردم، تقويت خودباوري و رواج خردورزي، ايجاد انگيزه در جوانان براي کار و کوشش با تکيه به درون‌داشت‌هاي خود، گسترش گردشگري و آشناسازي مردم ديگر استان‌‌ها و جهانگردان خارجي با عناصر فرهنگ گيلاني و شناساندن معماريِ همساز با زيست‌بوم است.



پايه‌گذاري گنجينه

گنجينه ميراث روستايي گيلان در زميني با مساحت 260 هكتار، در پارك جنگلي سراوان(جاده كمربندي سراوان‌- فومن، در 18كيلومتري جاده رشت‌-تهران) در حال کامل‌شدن است.

برپايي و ساخت اين گنجينه در انديشه دکتر طالقاني در سال 1369، پس از زمين‌لرزه دهشتناک گيلان - زنجان ‌كه روند ويرانيِ بناهاي روستايي را فزوني بخشيد، پديد آمد.

او با بيان اين که با ياري همکاران و به هدف شناسايي ويژگي‌هاي فرهنگي و معماري روستاهاي گيلان، اين استان روي نقشه گنجينه به 9 قلمرو تقسيم شده است، مي‌گويد:

«همزمان با ساخت گنجينه، کارشناسان كار، آموزش نيروهاي مورد نياز را آغاز کردند و هر يک از 9 منطقه با بازسازي يک روستا در محل موزه، تعريف مي‌شود؛ تاکنون از کل مجموعه، چهار روستا بطور کامل بازسازي شده و به بهره‌برداري رسيده است. بخش معماري اين گنجينه، مجموعه‌اي ا‌ست که قدمت بناها و خانه‌هاي آن به 150 سال مي‌رسد.»

او بر اين باور است که هدف از ساخت گنجينه ميراث روستايي، فقط انتقال بناهاي روستايي نيست و حفظ فرهنگ‌بومي، شناخت شيوه‌ها و روش ساخت بناها و انتقال دانش شفاهي و نانوشته در پيکره روستاهاي گيلان، هدف‌هاي ديگر اين مجموعه است.

از ديگر شگفتي‌هاي گنجينه مذكور اين است که در گوشه و کنارهاي ناشناخته استان، عناصر فرهنگي و ابزارهاي کار و زندگي، خوراک و پوشاک خاص پيشينيان وجود دارد كه در اين مجموعه به نمايش در آمده است.

دکتر طالقاني مي‌گويد: «مکان‌هاي ويژه‌اي براي هفته ‌بازارها، مسجدها، شاليزار، باغ‌چاي و کشتزار در اين مجموعه ديده شده است. کارگاه‌هاي آموزش و توليد صنايع‌دستي‌ استان گيلان مانند گمج‌سازي(ديک‌گلي)، کوزه‌گري، مرواربافي(سبدبافي) کنده‌کاري و نازک‌کاري(تراش‌ چوب)داريم؛ و نيز جايگاهي براي نمايش سنتي مانند: کشتي‌گيله‌مردي، ورزاجنگ(گاوبازي)، لافندبازي(بندبازي) و نوروزخواني. همچنين قرار است، باغ‌هاي پرورش گياهان دارويي و پرورش درختان بومي نيز ايجاد کنيم.»

او با بيان اين که از هدف‌هاي ديگر گنجينه اين است که براي پژوهش در باره کشاورزي بومي و دامپروري، ابريشم‌ريسي، معماري و مردم‌شناسي، مراکزي براي پژوهشگران بوجود آيد، مي‌افزايد:

«معماري چوب ملل، جلوه ديگري از اين گنجينه است که نمونه‌هاي گوناگوني از خانه‌هاي روستاييِ کشورهايي مانند ژاپن، کره، لهستان، آلمان را -‌‌‌که مانند گيلان، صاحب معماري سنتي چوب هستند- به نمايش در خواهد آورد.»



برنامه‌هاي جانبي

يكي از دست‌اندركاران گنجينه ميراث روستايي گيلان درباره برنامه‌هاي جنبي اين مجموعه، مي‌گويد: «افزون بر نمونه معماري بسيار زيباي خانه‌هاي گيلان که اکنون وجود دارد، قرار است شيوه زندگي گذشتگان نيز در اين گنجينه به نمايش گذاشته شود و نمايشگاه صنايع دستي و پوشاک بومي و سفره گيلاني را راه‌اندازي کنيم و اجراي موسيقي محلي داشته باشيم.»

او مي‌افزايد: «اجراي جشن‌هاي سنتي گيلان مانند عروس‌بَران، عروس‌گوله، شب‌چله‌گيلاني و همچنين برنامه پاسداشت بزرگان از برنامه‌هاي آينده اين گنجينه است، که يقيناً درخور توجه خواهد بود.»



دور افتادگي جوانان

دکتر محمود طالقاني به دور افتادگي جوانان از فرهنگ بومي اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «انگيزه بنيادي برپاييِ گنجينه ميراث روستايي اين است که بيگانگي نسل امروز را با پيشينهِ تاريخي، گوشزد کنيم. يک تلنگر كافي است که جوان امروز به خود‌ آيد و بار ديگر سر برگرداند و نگاهي به فرهنگ نياي خود ـ که به آن پشت کرده ‌ـ‌ بيندازد. ربايش اين فرهنگ زيبا به اندازه‌اي است که هر کس يک‌بار با آن آشنا شود، دل‌کندن از آن برايش سخت خواهد بود.»

او، ريشه بسياري از مشکلات فرهنگي - اجتماعيِ موجود را در گسست جوانان از سرزمين مادري و نشناختن فرهنگ تبارشان مي‌داند و معتقد است: «واشکافيِ تاريخ يکي دو سده اخير، گوياي اين حقيقت است که سرزمين ما در طول 150 سال گذشته، در گذار از جامعه سنتي، به سوي مدرنيته بوده است. بنابراين بايد به رهباني از فرهنگ ايل و تبار خود پرداخت؛ وگرنه، فرزندانمان، خودباخته و از خود بيگانه، بار خواهند آمد.»

اين جامعه‌شناس معتقد است که ناآگاهي نسل امروز نسبت به گذشتهِ نه چندان دور، تهديدي براي آينده فرهنگي/اجتماعي اين سرزمين است.

او مي‌گويد: «برخي از ايرانيان، به پيشينهِ تاريخيِ بسيار دور و چندهزارساله خود مي‌بالند، ولي فرهنگ بومي و نزديک‌دست خود را نمي‌شناسند و نمي‌دانند پدر و مادربزرگ‌هاشان، که بوده‌اند و چگونه مي‌زيسته‌اند.

دکتر طالقاني ، گنجينه ميراث روستايي را پاسخي به اين نياز و جبران مافات گسست تاريخي و اجتماعي جوانان مي‌داند و مي‌افزايد: «اکنون فضا براي آشتي با فرهنگ تبارمان، فرادست آمده است. راه باز است. بياييم و بجوييم و بشناسيم و از اين پس، فرزند سرزمين خود باشيم و از اين بابت، احساس سرافکندگي نکنيم. کساني هستند که از روستايي‌بودن، شرمگين‌اند و از گفتن نام زادگاه خود، خجالت مي‌کشند! موزه ميراث روستايي با نمايش جلوه‌هاي باشکوه از هنر و فرهنگ، مي‌کوشد به جوانان ياري رساند که به روستايي‌بودن خود ببالند. چرا که با نگاه به هرگوشه از اين گنجينه- به کنار از روح زيباشناسانه روستاييان کهن‌- درمي‌يابيم که چگونه آن مردمان توانسته بودند با مايه‌گذاري از ذوق و نبوغ خود، آسايش خود و خانواده‌شان را فرادست آرند و در خوب زيستن، سرمشق ديگران شوند. ما بايد الگوي خود را از فرهنگ تبار و نياي خود بگيريم، نه از فرهنگ اروپا و آمريکا.»



سر درِ ورودي

هنگام نزديک‌شــدن به مجموعه گنجينه ميراث روستايي، ساختمان‌هاي روستايي استان گيلان، چشم‌نوازي مي‌کند. ساختار اين ساختمان‌ها، برگرفته از دانش معماري اصيل گيلان است و ديدارکنندگان را شيفته زيبايي خود مي‌کند.

دکتر طالقاني در اين باره مي‌گويد: «برخي از مردم آپارتمان‌نشين، شيفته ساختمان‌هاي قديمي با پيشينيه کهن هستند. مردم از زندگي در ساختمان‌هاي زمخت ساخته‌شده‌ از بتون و آهن دلزده‌اند و با ديدن خانه‌‌هاي بازسازي شده روستايي ـ‌که نمايانگر عناصر زيباشناختيِ فرهنگ گيلان است‌- از ما مي‌خواهند برايشان چنين خانه‌هايي بسازيم!»

او با بيان اين نکته که اکنون، ساخت و ساز اين‌گونه خانه‌ها و بناها فراموش شده است، مي‌افزايد: «ما به ساخت خانه‌هايي که نشانگر فرهنگ ملي سرزمين ماست و به لحاظ زيبايي و کاربري، زيبنده انسان است، ادامه نداديم. شوربخت اين که ارزش‌هايي که امروز، معماري ما را به سوي خود کشيده، تقليدي کورکورانه از فرهنگ غرب است که با روح و جان مردم ما بيگانه است و سيراب‌شان نمي‌کند. شيوه ساختمان‌‌سازي امروزي، دامنه‌اش به روستاهاي دور کشيده شده است. بناهايي‌که از سوي مهندسان سازه، براي شهرها طراحي مي‌شود، هماهنگ و همجور فرهنگ ديرينه شهرنشيني ما نيست و در آن‌ها هيچ نشاني از ايرانيت يافت نمي‌شود.»

او باور دارد که بناها و ساختمان‌هاي هر شهر و دياري بايد ويژگي‌هاي معماري فرهنگي همان کشور را داشته باشد. و در اين باره مي‌گويد: «زماني که در تهران از يک خيابان عبور مي‌كنيم، بايد از ويژگي‌، بافت و فضاي معماري آن دريابيم که در شهر تهران هستيم و نه در جاي ديگر.»

به گفته او، اين ويژگي در بسياري از شهرهاي تاريخي اروپا مانند پاريس، مادريد،‌هامبورک، برلين ‌-‌که همه‌شان در جنگ جهاني دوم آسيب ديدند - هويداست.

او مي‌گويد: «کشور ما به لحاظ دارابودن ميراث فرهنگي، بسيار پربار و غني است، ولي چه کنيم که ميراث‌دار خوبي نبوده‌ايم و از اين ارزش‌ها سود نبرده‌ايم.»

دكتر طالقاني مي‌افزايد: «برخي مي‌گويند بايد جهاني و مدرن انديشيد بود و به روز شد. بايد از کهنگي گريخت و شيک بود. آنان در استدلال وابستگي خود به فرهنگ بيگانه غربي مي‌گويند که ساختمان‌هاي بتُني مدرن هم از ايمني و تجهيزات بيشتري برخوردارند و هم کاربري بهتر و بيشتري دارند؛ و ايراد مي‌گيرند که ساختمان‌هاي سنتي، جلوه‌اي نداشته و کهنه به‌نظر مي‌رسند. بهانه‌تراشي و ايراد گرفتن، هنر نيست؛ هنر در اين است که به جاي تقليد محض از طرح‌هاي غربي، طرحي نو دراندازيم که مدرن و پايبند به فرهنگ ما باشد و افزون بر رهباني از هويت و اصالت بومي، از امکانات، تنوع و بهره‌وري بيشتري برخوردار باشد. به اين مي‌گويند کاري ارزشمند و پايدار و هماهنگ با روح مردم بومي. چنين کاري، آيندگان را نيز بکار خواهد آمد.

چاره‌اي به جز پاسداشت ميراث خود نداريم. وقتي از مايه‌هاي بومي در کار خود، بهره‌ مي‌بريد، نه اين‌که از آن نمي‌کاهيد، بلکه ارزش معنوي و بار فرهنگي ويژه‌اي به كار خود مي‌بخشيد. چنين کاري، هيچ ايرادي ندارد؛ در حالي که پيروي از فرهنگ معماري غرب، سراسر ايراد است. نه مردم بومي را خوشنود مي‌كند، نه پديدآورندگان غربي را.

اگر با پيروي از سنت معماري بومي، ساخت‌وساز كنيم، كار خود را شناسنامه‌دار ‌کرده و از کارهاي تقليدي، جدا كرده‌ايم و در زمره آثار ماندگار کشور قرار داده‌ايم.

ساخت خانه‌ها و بناهايي که نشانگر هويت فرهنگي سرزمين ما باشد، سرافرازي ملي به همراه خواهد داشت.»

احمد ايتامي چابکسري

codex24x

page05

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International


Iran test fires Fateh-110 missile (26/08)

Iran, UAE, Germany cooperate in building power plants (26/08)

Kuwait views Iran as important pillar of stability in region (26/08)

Iranians won't bow to pressure (26/08)

US attack unlikely (26/08)

Iranian firm to buy Daewoo Electronics (26/08)

Iran prepared to equip Lebanese army (26/08)

Poets should use their talents to serve the Almighty (26/08)

Iran to invest in Tajik mining sector (26/08)

Iran plans to exploit uranium (26/08)

Iran to participate in futsal Grand Prix (26/08)

Israel's security, US main obsession (26/08)

Ahmadinejad to visit flood-hit Pakistan (26/08)

Bushehr launch big win for Muslims (26/08)

Blast targets Iran-Turkey gas pipeline (26/08)

Holiday Notice (26/08)

ME states must resolve regional crises (25/08)

Iran's 'active deterrence' to curb attack (25/08)

Bangladesh keen to join Iran-Pakistan gas pipeline (25/08)

Germany to award late Iranian artist (25/08)

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

سه شنبه 9شهریور 1389 ـ 20رمضان 1431 ـ 31آگوست 2010 ـ شماره 24838سه شنبه 9شهریور 1389 ـ 20رمضان 1431 ـ 31آگوست 2010 ـ شماره 24838
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فرم سفارش كتاب
نسخه قديمي سايت
آرشيو روزنامه